تبليغاتX
R&B


R&B

دوستانه های خرگوش و خرس

مدتیه ننوشتم. انگار غریبه شدم با واژه هایی که یه زمانی صمیمی ترین دوستانم بودند. نمیدونم این سردی رو بذارم به پای چی؟ ! خیلی وقته یه بغض خیلی گنده توی گلوم گیر کرده. هر سری شدید تر از دفعه ی قبل قورتش میدم و به روی خودم نمیارم. هر بار به خودم نهیب میزنم که آهای دختر! بسه دیگه! تو باید قوی باشی. چون از اول همیشه ازت خواستن که قوی باشی....

اما این بار از دلتنگی هام مینویسم برای تو... برای تویی که حالا همه ی وجودم بسته به وجودت و دوری ازت داره ذره ذره وجودم رو آب میکنه. این روزها عجیب دلگیرم و گاهی شدید شاکی.

از کی شاکی بودن رو نمیدونم. شاید هم میدونم و ......

ولی با شمام. با شمایی که الان توی تمام لحظات من جاری شدی. فکرت حست وجودت وصل شده به تک تک وجودم و جدا نمیشه شاید تا لحظه ی مرگ که اونم شک دارم بشه که گفته بودیم دوستی و عشقمون " تا " نداره...

خرسیه من. مهربونم. مرد صبور رویاهای من:

صدام رو میشنوی؟ با خودتم عزیزم. این روزها بدقلقی میکنم خیلی. ولی میدونم که میدونی حس و حالم رو. میدونم همیشه صبوری کردی چون آخرین بار بهم گفتی که تندی توی ذاتت نیست. ولی میشه کمی بیشتر هوای دل خرگوشت رو داشته باشی؟ آخه دلش خیلی شکسته. خیلی غصه دار شده و با هر حرفی بهم میریزه و طوفانی میشه.

میدونی که دردم چیه و جز شما نمیتونم با کسی مطرحش کنم. پس میشه کمی بیشتر صبوری کنی. کمی بیشتر مهربونی کنی با منی که خودت میگی تحمل ناراحتیم رو نداری؟

میدونم گاهی تلخ میشم اما تو شیرینم کن . میدونم که میتونی....

خرسی یادته قرار بود درخت زندگیمون ریشه هاش توی خاک باشه نه توی آب. میدونی که درخت زندگیمون ریشه دوونده و محکم سرجاش ایستاده. دستم رو میگیری و ببری زیر سایه سارش تا توی آغوش مردونه  و مهربونت آروم بگیرم؟

عشق من. مهربون ترینم میدونم شما هم خسته شدی. میدونم برای شما هم سخته. اما این رو هم خوب میدونم که مرد من همیشه محکم بوده و هست. آغوش من همیشه برای شما بازه. همیشه هواتو دارم گل من. همیشه برای داشتن بهترین ها برات دعا میکنم عزیزکم.

این روزها کمی بیشتر حواست بهم باشه خرسی جون. من با حمایت های تو قوی میشم.....

دوستت دارم...

امضا: خرگوشی دلتنگ

 

+ جمعه 29 اردیبهشت1391 .:.:. 12:32 .:.:. خرگوش و خرس .:.:.

الان دارم با خرگوشی جونم درباره شاباش داماد به عروس حرف میزنیم ...

خرگوشی جونم میگه : نمیخوای به من شاباش بدی ؟

من: وقتی با هم میرقصیم ؟

خرگوشی : آری ..کجاش تعجب داره ؟معمولا اولین شاباش رو دوماد به عروس میده 

من: اوکی جانم .. جالبه از این جیب به اون جیبه که !! خو بعد مراسم بهم برگردون . دی

خرگوشی : حداقل برای حفظ ظاهر شدیدا جواب میده..!

من : خوبه ،چقدر شاباش بدم خوبه ؟ میخام دلار شاباش بدم  خوفه؟

خرگوشی : هرچی بیشتر بهتر .. جونم

من :عجب پس هرچی دارم شاباش بدم .. ای داد برم یه "وام شاباش" بگیرم ...

خرگوشی : اصفهانی بازی درنیار .. به غریبه ک نمیخای بدی .. به خانومت میخای بدی ..

من: باشه نفسم .. میگما نمیشه لباس شاباش داد یا کتاب ...دی

خرگوشی: ئئئئئئئئئئئئه خرسی !! اصلا باهات نمیرقصم 

و این بحث ادامه دارد 


خرسی آنلاین 

+ جمعه 29 اردیبهشت1391 .:.:. 10:39 .:.:. خرگوش و خرس .:.:.


 

با تو این تن شکسته

داره کم کم جون میگیره

اخرین ذرات موندن توی رگهام نمی میره

با تو انگار تو بهشتم

با تو پر سعادتم من

دیگه از مرگ نمی ترسم

 عاشق شهامتم من

 

اگه روی حصیر بشینم

اگه هیچ نداشته باشم

با تو من مالک دنیام

با تو در نهایتم من

 

با تو شاه ماهی دریا

بی تو مرگ موج تو ساحل

با تو شکل یک حماسه

بی تو یک کلام باطل

 

بی تو من هیچ نمی خوام ازین عمری که دو روزه

نرو تا غم واسه قلبم پیرهن عزا بدوزه

 

با تو انگار تو بهشتم

با تو پر سعادتم من

دیگه از مرگ نمی ترسم

 عاشق شهامتم من


خرسی

+ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 .:.:. 0:41 .:.:. خرگوش و خرس .:.:.

قبلنا که تازه رفته بودم سرکار فکر میکردم اگه خانوما برن سرکار و با مشکلات کار آشنا بشن بهتر میتونن آقای خونه رو درک کنن ...مثل "سربازی" که فقط آقایون میدونن معنی دو سال خوشی و ناخوشی سربازی چیه ...

به هرحال...

کم کم متوجه شدم اصلا ربطی به کار و سرکار رفتن و سختی کار نداره ... خیلی از زن و شوهر ها رو دیدم که برای داشتن حقوق بیشتر با هم کورس میذاشتن ، از هم پنهون میکردن ک چقدر حقوق میگیرن ، هرکی برای خودش جدا خرج میکرد و خلاصه هرکی به هرکی میشد و هیشکی هم به هیشکی نبود ....

فقط و فقط به ذات و میزان رفاقت و دوستی زن و شوهر توزندگی  بستگی داره که بفهمن معنی واقعی زندگی رو ، عمق نگاه رو نه میزان پولو ، بزرگی احترام به همدیگه رو ببینن نه بزرگی فیش حقوق  همدیگه رو ، خلاصه ... 

اینو همینجوری نوشتم نمیدونم چرا ... شاید بخاطر این ک امروز با خانومی حرف میزدم که چندسال میشه طلاق گرفته ، کار میکرده همپای شوهرش وسختی زیادی کشیده بوده  اما میگفت نمیتونه گذشته ش رو فراموش کنه ..

یه جمله گفت :" شاید مسخرست بعضی وقتا فکر میکنم کتک میخورم ، جالبه جاش درد میگیره" 

فقط نوشتم همینجوری ...که شاید از اون 100 نفری ک از اینجا رد میشن ... حتی یه نفرشون به فکر بیفتن که " خاری رو که به پاشنه پا فرورفته رو میشه راحت درآورد اما خاری رو که به دل فرو میره رو هیچوقت نمیشه بیرون بکشی....


برای خرگوشیه مهربان .. که میدونم این روزا سخت مشغوله و حسابی هم خسته شده اما باز هم لبخند از گوشه لبش محو نمیشه ...

امروز قرار بود بیام دنبالت دانشگاه ..از دفتر تا دانشگاه زیاد راه نیست برای همین صبح زود رفتم اداره دارایی و کارامو زود انجام دادم و رفتم دفتر تا بتونم به موقع بیام دنبالت و مثل بیشتر وقتا بدقولی نکنم تا...

وقتی مامان با اون حال به من تل زد که حالش خوب نیست و کسی هم خونه نیست نمیدونی چجوری مسافت یک ساعت و نیم دفتر تا خونه رو بیست دقیقه ای رفتم فقط تونستم بهت اس بدم که عزیزم ببخشید توی خونه کاری پیش اومده امروز نمیتونم بیام دنبالت ... "به جزئیاتش کاری ندارم" ... فقط یه اس از طرف شما توی اون لحظات برام کافی بود ک معنی ........................عمیق بفهمم .و حس کردم تنهام .... همین

حرفای من وعده نبوده و نیست ..هیچوقت تنهات نذاشتم و نمیذارم ...توقعی نیست چون خدا چرخ گردون رو میگردونه و میدونم که تو این مدت خیلی بیشتر از من سختی دیدی ک درکش برای من " از دید یه مرد " مشکله ولی حتی یه مرد هم یه وقتایی مثل یه بچه یه آغوش گرم و مطمئن میخاد .... همین...


خرسی همیشه عاشق خرگوشی .. با دلیل .. بی دلیل ..با فکر .. بی فکر .. فقط عاشق عاشق عاشق .. هنوز سرحرفم هستم و هرروز با فکر کردن به عشقمون انرژی میگیرم 


+ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 .:.:. 22:20 .:.:. خرگوش و خرس .:.:.

اون اولا ک وبلاگ رو ساخته بودیم  ، حس خوبی داشتم که یه جایی دارم برای ابراز احساسات و گفتن حرفایی که نمیتونم رودررو به خرگوشی بگم .. بعد یه مدت که چندنفری برامون نظر گذاشتن برام جالب شد ببینم چند نفر میان وبلاگ رو میبینن ، گفتم خرگوشی جونم یه "چیزی میزی " بذار بیبینیم چندنفر میان وبلاگ رو میبینن ... 

اما الان ...

اما دیگه برام جذاب نیست .. دیگه نمیتونم راحت بنویسم دیگه نمیتونم از اتفاقا و احساسات روزمره برای خرگوشی بنویسم .. بااینکه هرروز باهم صحبت میکنیم اما باز هم یه چیزایی هست که نمیتونم بگم و دوس دارم برای خرگوشی جونم بنویسم ... بعضیا میگن رمزی بنویس.. دوس ندارم توی خونه خودمون رمزی صحبت کنم و مخفیانه بنویسم .. دوس دارم آزاد بنویسم مثل روزای اول ... 

دیگه با دیدن آمار 100- 130 نفری ذوق زده نمیشم ... فقط حس میکنم توی خونه ای هستم که پنجره اش رو به خیابان باز میشه و هر رهگذری که میاد میتونه توی خونه رو ببینه ...بعضیا دوستانمونن بعضیا همسایه بعضیا بی غرض میان و بعضیا با غرض .....

چ حس عجیبیه .....


خرسی

+ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 .:.:. 21:38 .:.:. خرگوش و خرس .:.:.

بهترین دوست دنیا .. بهترین رفیق بی کلک .. بهترین همدم روزهای زندگی .. بهترین شریک زندگی .. بهترین ه بهترین های من

خرگوشی جونم اگه تمام کلمات عاشقانه دنیا کنار هم جمع بشن باز هم نمیتونن عمق دوست داشتن و عاشقانه های من رو بیان کنند ...

با تمام وجودم این روز رو به شما تبریک میگم .. هیچ جمله ای پیدا نکردم که لایق شما باشه برای این روز جز.... بهترین همسر دنیا برای من عاششششقانه دوستت دارم .....

ارزش تک تک ثانیه های قشنگی که عشق رو به من هدیه کردی و به من درس محبت و عاشقی یاد دادی  آنقدر زیاده که با هیچ کلمه و جمله ای نمیتونم قدردانی کنم مهربان همسرم ...

فقط یه جمله برای آخر مونده که :

میگن دوره اربابی تموم شده!!!

پس تو اهل کدوم تباری که ماهنوز غلام عشقتیم !!!؟

 "

خرسی همیشه عاشق

 

 

 

 

 

 

 

+ شنبه 23 اردیبهشت1391 .:.:. 20:21 .:.:. خرگوش و خرس .:.:.

امروز یه قراره کاریه مهم داشتم. اضطراب و دلهره که چی میشه و ... . شب قبلش کلی آرومم کردی و بهم اطمینان دادی که میتونم. خوابیدم با اس ام اسی که بهم دادی و گفتی فردا باهات میام گلم و من غرق لذت شدم.

صبح رفتم. زنگ زدی. میدونستم شنبه ها خیلییییییی سرت شلوغه و ازت انتظار نداشتم باهام بیای. از جلسه که اومدم دیدمت. آرامش به وجودم برگشت. حس خوب اطمینان وجودم رو پر کرد. اون لحظه دلم میخواست بغلت کنم و بگم بهترینی برای من عشقم. تمام مدت حواسم بهت بود. بهت افتخار میکنم که اینقدر ماهی. اینقدر جنتلمنی. اینقدر محبوبی. دوستت دارم خیلی عزیزترینم.

شب دوباره استرس گرفتم و شما مثل همیشه آروم و باحوصله باهام حرف زدی. حالا که دارم برات مینویسم آرومم و میدونم که از پس هر کاری برمیام.

ممنون که هوامو داری و همیشه حواست بهم هست. ممنون که به همه دوست داشتنی هام اهمیت میدی خرسی گلم. از صمیم قلب و بیشتر از همیشه دوستت دارم.

پ. ن: فردا اولین روز کاریمه اگه خدا بخواد. برام دعا کنید...

امضا: خرگوشی

+ شنبه 16 اردیبهشت1391 .:.:. 23:6 .:.:. خرگوش و خرس .:.:.

مهربان بانوی من .. سلام

دلم برات تنگ شده خیلی زیاد .. میدونم این روزا زیاد سرحال نیستی و سعی میکنی مثل همیشه شاد باشی و نذاری منم غمگین بشم ...

امروز فرصت خیلی کوتاه بود برای دیدار .. خیلی خیلی کوتاه ..اخه شنبه ها شلوغترین روز کاری منه  اما برای من بزرگترین و بهترین انرژی بود...

الان از اداره برادرخرسی دارم مطلب میذارم چون ییییههو دلم برات تنگ شد خیلی خیلی زیاد و باید بهت میگفتم که دلتنگتم اما میدونم که داری استراحت میکنی و نخواستم تل بزنم یا اس بدم  تا با آرامش استراحت کنی همسرم..

دوست داشتم الان کنار هم بودیم و در آغوشت میگرفتم و  زمزمه میکردم که چچچقدر دوست دارم .. بهترینی برای من ....تنها بانوی قلب منی تا ابد ...

عاشقانه دوستت دارم خرگوشی جونم

نوشته خرسی از اداره داداش خرسی ..

+ شنبه 16 اردیبهشت1391 .:.:. 14:57 .:.:. خرگوش و خرس .:.:.

یکی از نظرات خصوصی توسط یک رهگذر مهربان از وبلاگ : دلیل خواستن برای نامیدن خانمها به " دختر خاله " توسط من "خرسی"!! چون روزانه تا 100 نفر از اینجا عبور میکنن و وبلاگ رو میخونن  و ممکنه نظر خصوصی خیلی های دیگه هم باشه بطور عمومی جواب میدم ..

رهگذر مهربان   .. وبلاگ شما رو دیدم و خواستم مطالبتون رو بخونم اما از همون روز اول رمزنگاری کرده بودید .. این یعنی یه محیط خصوصی و بسته که فقط آشناها میتونن وارد بشن و پا در حریم خصوصی شما بذارن ... یعنی اعتماد به افراد خاص ..

اینجا خونه من و خرگوشیه و بنای ما از اولش اعتماد بوده و هست .. "دختر خاله "یعنی محرم  یعنی آشنا یعنی دوستایی که میتونن مطالب منو و مهربان خرگوشی رو بخونن و نظر بدن ، "پسر عمو "هم  یعنی آشنا و محرم  ... دختر خاله و پسر عمو  با حساب و کتاب آشنا و محرم میشن تا زمانی که حریم ما رو رعایت کنن تا ابد دوست و آشنای ما هستند ... این یه واژه عامیانه نیست که برای خوشایند و جذاب کردن نوشته هام  به دوستای وبلا گیمون نسبت بدم که شاید برداشت نادرستی ازش بشه ، یه حسه یه درک عمیقه ، یه اعتماد متقابله ...

ایکاش بجای این همه لاف .. یک واژه ناب میشنیدیم 

گل گفته گلاب میشنیدیم ...سهراب و آب میشنیدیم

یک حرف و دو حرف بر زبانها ... الفاظ خطاب میشنیدیم

هرکس به پرنده تهمتی زد ...ما رای ثواب میشنیدیم !!

یک قطره ی نم به ما تشر زد ... دیدیم حباب میشنیدیم 

تصویر صدای رد پا را .. از عکس و قاب میشنیدیم 

اسرار مگوی چهره ها را .. از پشت نقاب میشنیدیم

هرچه پر پرواز کم آورد ... تقصیر عقاب میشنیدیم

ای کاش بجای اینهمه لاف ...یا واژه ناب میشنیدیم!!

یک بار نشد که دم براریم .. انگار که خواب میشنیدیم 


صفای قدم همه دخترخاله هاو پسر عموهای که مارو قابل میدونن و اینجا میان ....

پنجول خرسی


+ شنبه 16 اردیبهشت1391 .:.:. 1:19 .:.:. خرگوش و خرس .:.:.

برای امروز دوباره سلام ممممممممم بارونی

آخه اینجا یه بارون قشنگی میاد .. هوای لطیف ه و عشقولانه دونفره ... به قول خرگوشی جونم " دلم خواست "..


ادامه مطلب
+ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 .:.:. 21:20 .:.:. خرگوش و خرس .:.:.